کی از تصمیمات زیادی که یک خریدار ساعت مچی قبل از خرید ساعت جدید با آن مواجه است، انتخاب نوع بند یا دستبند آن است. بندهای ساعت از نظر جنس، ساختار، پرداخت و حتی کاربرد اصلیشان بسیار متفاوت هستند، برخی از بندها حس ظرافت و اشرافی بودن را القا میکنند و برخی دیگر استحکام نظامی یا اسپرت روزمره را. در اینجا نگاهی به پنج نوع بند ساعت، ریشهها و ویژگیهای آنها میاندازیم.
بند چرمی لباس

رسم اتصال ساعت به بندهای چرمی به جنگهای بوئر در اواخر قرن نوزدهم که در آفریقای جنوبی رخ داد، برمیگردد. سربازان بریتانیایی شروع به پوشیدن ساعتهای جیبی خود به جای جیبهای کت خود، روی بندهای چرمی خام کردند، زیرا اغلب در گرمای شدید آفریقا نیاز داشتند کت و جلیقه خود را دربیاورند. در اوایل دهه 1900، پیشگامانی مانند آلفرد پیرسون، زینساز لندنی، و برادران دیمیر، واردکنندگان ساعت سوئیسی، با لحیم کردن گیرههای سیمی روی قابها و عبور دادن این بندهای چرمی از میان آنها برای محکم کردن آنها به مچ دست، ساعتهای جیبی را به ساعت مچی تبدیل میکردند. این سبک پس از جنگ جهانی اول، که در طی آن مردان نظامی این ساعتهای مچی را در میدان نبرد میپوشیدند، رواج یافت و در سالهای بعد وارد عرصه مد سطح بالا شد. بندهای چرمی معمولاً از پوست گوساله، تمساح یا چرم کروکودیل ساخته میشوند (دو مورد آخر معمولاً با سطح بالاتری از تجمل مرتبط هستند)، اما از انواع چرمهای عجیب و غریبتری از جمله پوست مار، شترمرغ و سفرهماهی نیز استفاده شده است. بیشتر بندهای چرمی دارای سوراخها و حلقههای کوچک تنظیم سگک به نام «نگهدارنده» هستند که برای تنظیم تناسب با اندازه مچ دست کاربر و نگه داشتن بند در جای خود بدون آویزان شدن استفاده میشوند. آنها معمولاً از دو یا چند لایه ساخته شدهاند که با دوخت به هم متصل میشوند، که یا «همرنگ» است (نخ مورد استفاده برای دوخت با رنگ چرم مطابقت دارد تا ظاهری تک رنگ ایجاد کند) یا «متضاد» است (دوخت با رنگ برجسته متفاوتی است که برجسته میشود). بندهای چرمی نرم هستند و عموماً نشاندهنده ساعتی هستند که در موقعیتهای رسمی پوشیده میشود. آنها در برابر آب مقاومت خوبی ندارند و در نهایت فرسوده میشوند و نیاز به تعویض دارند – که این مشکل در بندهای لاستیکی و دستبندهای فلزی کمتر وجود دارد – اما تمیز کردن منظم آنها باعث میشود که مدت طولانیتری انعطافپذیر بمانند و از ترک خوردن آنها جلوگیری شود.
بند لاستیکی

لاستیک ولکانیزه، نوآوری شیمیدان و شرکت تایرسازی همنام چارلز گودیر، در سال ۱۸۳۹ ابداع شد و اولین بندهای ساعت ساخته شده از این ماده در دهه ۱۹۵۰ پدیدار شدند. این نوع لاستیک مزایای عملی متعددی نسبت به چرم دارد، از جمله قویتر، مقاومتر، انعطافپذیرتر (یعنی پس از خم شدن به شکل اولیه خود برمیگردد) و مقاومتر در برابر آب و دماهای بالاتر. بندهای لاستیکی برای ساعتها در دهه ۱۹۶۰ با افزایش محبوبیت غواصی تفریحی و تقاضا برای ساعتهای غواصی ضد آب که با آن همراه بودند، رواج بیشتری پیدا کردند. در حالی که بندهای لاستیکی ارتباط قوی با ساعتهای ورزشی و ساعتهای ابزار دارند، برخی از ساعتهای لوکس رده بالا نیز با گزینه بند لاستیکی ارائه میشوند. هابلوت یکی از اولین ساعتسازانی بود که این دو جهان را با هم ادغام کرد و اولین ساعت طلایی با بند لاستیکی را در سال ۱۹۸۰ عرضه کرد. علاوه بر ویژگیهای ذکر شده در بالا، بندهای لاستیکی میتوانند طیف گستردهای از رنگها و بافتها را در خود جای دهند (مانند مدل Longines Hydroconquest که در تصویر نشان داده شده است). تنها نکته منفی این نوع بند این است که در شرایط بسیار گرم و مرطوب، قسمت داخلی آن میتواند به طرز ناراحتکنندهای روی مچ دست چسبنده شود.
تسمه ناتو/زولو

بند ناتو که برای اولین بار در اوایل قرن بیستم در ساعتهای مچی صادر شده به نیروهای میدان جنگ مورد استفاده قرار گرفت، یک بند «عبورکننده» یک تکه است که معمولاً از نایلون یا پارچه دیگری ساخته میشود و زیر قاب ساعت و از میان میلههای فنری آن حلقه میشود تا آن را محکم روی مچ دست نگه دارد. مانند تمام اختراعاتی که برای اهداف نظامی سرچشمه گرفتهاند، طراحی آن بر کاربرد، عملی بودن و استفاده ایمن در میدان نبرد تأکید داشت: چنین ساختاری از بند، ساعت را در جای خود نگه میداشت، هرچند که به طور ناپایدار آویزان بود، حتی اگر یکی از میلههای فنری شکسته میشد. یک بند ناتوی اصیل و نظامی با نام «G10» شناخته میشود، که اشارهای به فرم درخواست ارتش است که برای سفارش آن پر میشد و در رنگ اصلی «خاکستری دریاسالاری» عرضه میشود. برندهای ساعت امروزه انواع مختلفی از نظر رنگ و جنس ارائه میدهند. (در این مقاله ، عمیقتر به بند ناتو، تاریخچه و انواع آن میپردازیم .) نوع دیگر بند «عبورکننده» بند زولو نام دارد که بسیار شبیه به ناتو است، اما بافت نایلونی ضخیمتری دارد، سگکها و نگهدارندههای آن در مقایسه با سگکهای مستطیلی رایج در ناتو، ضخیمتر و گردتر هستند و به طور کلی از استحکام بالاتری برخوردارند.
بند باند

همانطور که از نام توتونیک آنها پیداست، بندهای باند در طول جنگ جهانی دوم در آلمان (Bundesrepublik Deutschland) و به طور خاص به عنوان گزینهای برای خلبانان، سرچشمه گرفتهاند. ویژگی بارز باند، یک لایه محافظ چرمی در زیر بند اصلی است که برای محافظت از قاب فلزی ساعت و محافظت از مچ دست در برابر شرایط شدید گرما یا سرما که میتواند پوشیدن ساعت را ناراحتکننده کند، عمل میکند. این لایه اضافی که معمولاً شامل حلقههایی است که بند اصلی از طریق آنها وارد میشود، عرق پوست را نیز جذب میکند و از تأثیر آن بر ساعت جلوگیری میکند. بندهای باند که این روزها بسیار کم هستند، از جمله محکمترین گزینههای موجود هستند، اگرچه کمتر کسی آنها را برای یک لباس مجلسی مناسب میداند. اندازه بزرگ آنها همچنین ممکن است برای برخی آنها را کمی بیش از حد خودنمایی (یا کمی بیش از حد “موتورسوار”) کند.
بند خلبانی

بندهای کلاسیک خلبانی، که اغلب از چرم ضخیم گوساله ساخته میشوند، ظاهری قدیمی دارند که امروزه نیز محبوب است. اولین ساعتهای خلبانی که برای ارتش ساخته میشدند، حدود دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، قرار بود روی آستینهای حجیم ژاکت پرواز پوشیده شوند، به این معنی که بندهای چرمی که به آنها بسته میشدند، باید به طور غیرمعمول ضخیم، محکم و بلندتر از یک ساعت مجلسی بودند. بسیاری از این بندهای روستایی شکل، از پرچهای فولادی برای اطمینان از اتصال محکم ساعت استفاده میکردند. در اولین روزهای هوانوردی نظامی، برخی از ساعتها حتی بند بلندتر و محکمتری داشتند که یادآور کمربند چرمی بود، برای خلبانان بمبافکن که زمانسنجهای خود را به پاهای خود میبستند تا بازوهایشان برای کار با کنترلها آزاد باشد. ساعتهای خلبانی مدرن و قدیمی، از سازندگانی مانند IWC، Laco و سایر برندهایی که سابقه تأمین واحدهای هوایی نظامی را دارند، اغلب بر روی این نوع بندها نصب میشوند. مگر اینکه بخواهید آن استایل جذاب و چشمگیر را داشته باشید، با این حال، آنها میتوانند به عنوان بخشی از یک استایل غیررسمی-کاری نامناسب به نظر برسند.
بادبان/برزنت/بند کوردورا

بندهایی که از پارچههای نایلونی سخت و بادوام مانند پارچه بادبانی، کوردورا و کولار ساخته شدهاند، چیزی بین اسپرت بودن لاستیک و رسمی بودن چرم را اشغال میکنند. بلانکپین، با ساعت غواصی Fifty Fathoms که ژانر خود را تعریف میکند، از اولین کسانی بود که از چنین مادهای استفاده کرد و هنوز هم بندهای پارچهای بادبانی (بله، این مادهای است که در صنعت دریانوردی برای ساخت بادبان کشتیها استفاده میشود) را در بسیاری از قطعات لوکس ورزشی خود ارائه میدهد. این نوع بندها، بسته به ساعتی که به آن متصل هستند، نرم اما بسیار بادوام هستند – و برخلاف چرم، به اندازه کافی در برابر آب مقاوم هستند که میتوان برای مدتی در زیر آب فرو برد – این نوع بندها، بسته به ساعتی که به آن متصل هستند، معمولاً چه در قایق و چه در اتاق هیئت مدیره، مناسب به نظر میرسند. با این حال، اگر میخواهید یکی از آنها را در غواصی بپوشید، به خاطر داشته باشید که اکثر بندهای پارچهای مقاوم که این روزها فروخته میشوند، دارای آستر داخلی چرمی برای افزایش راحتی مچ دست هستند که استفاده از آنها را برای فعالیتهای جدی در زیر آب محدود میکند.
بند میلانی/مش

تنها بند این لیست که از فلز ساخته شده است، میتوان با اطمینان گفت که سبک میلانی (که گاهی اوقات “مهرههای برنج” نیز نامیده میشود) بیشتر شبیه یک دستبند است تا یک بند (در مقاله دیگری به انواع دستبند خواهیم پرداخت). با این حال، نحوه ساخت آن – با مجموعهای از سیمهای فلزی کوچک که در یک الگوی توری بافته شدهاند و نام خود را از تکنیکی که در قرن نوزدهم میلان به کمال رسید، گرفته است – این نوع مچبند را بسیار انعطافپذیرتر از یک دستبند میکند، که طبق تعریف از پیوندهای جداگانه ساخته شده است و در افزایشهای کوچک بسیار قابل تنظیمتر است. از نظر سبک، بندهای میلانی را میتوان به صورت سفارشی یا سفارشی ساخت، آنها طوری ساخته شدهاند که دوام بیشتری نسبت به بندهای چرمی یا پارچهای داشته باشند و بسته به ساعت، میتوانند قدیمی یا مدرن به نظر برسند. با این حال، مانند پسرعموهای دستبندی خود، گاهی اوقات میتواند موهای ریز مچ دست کاربر را اذیت کند.



